تبلیغات
غزل واژه های من - میلاد مرگ

میلاد مرگ

نویسنده : محسن زبردست رودی سه شنبه 16 خرداد 1391 10:02 ق.ظ  •    ارسال شده در: زبردست رودی محسن(شعر من)

نازنینا تا به کی از ناز چشمت دم زنم

عشق پاکم را جلایی تیره تر از غم زنم

در پی نرگس میان دشت لم یزرع روم

چهار دیوار دلم را پرده ماتم زنم

داد خود،فریاد خود تا آسمان بالا برم

زیر پا آرم فلک را ... ،طعنه برآدم زنم

دزد بی رحم زمان را قطع گردانم دو دست

عشق خود ازوی بگیرم،بوسه اش هر دم زنم

آن شُغاد نا برادر رابه ضرب  کین وخشم

تا جهان برپاست،زخم از خنجر یادم زنم

خسرو بی رحم را آرید نزدم تا که من

تیشه بر سنگ دلش از درد فرهادم زنم

محسنا میلاد مرگت چون میسّرشد شبی

قبر را بشکاف تا من صور این عالم زنم.



برچسب ها: شعر من ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 18 آبان 1393 05:45 ب.ظ

شنبه 18 شهریور 1396 08:39 ق.ظ
For the reason that the admin of this site is working, no doubt very soon it will
be well-known, due to its feature contents.
دوشنبه 16 مرداد 1396 12:54 ب.ظ
Very nice post. I just stumbled upon your blog and
wanted to say that I have truly enjoyed surfing around your
blog posts. In any case I will be subscribing to your feed and I hope you write again very soon!
جمعه 13 مرداد 1396 10:07 ب.ظ
Informative article, totally what I was looking for.
شنبه 21 بهمن 1391 01:21 ب.ظ
زیبا بود سالها سالم و تندرست باشی
چهارشنبه 11 مرداد 1391 03:54 ب.ظ
با تشکر از اشعار خوبت. مرا لینک کنید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر